| | | |
| سلام سلام 1000تا سلام | ||
| + نوشته شده در ?جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت?13:53? توسط?خان عمو? |? | ||
| | | |
| سلام سلام صدتا سلام به همه دوست داران خودم آخه من خيلي نازم و همه دوستم دارن امروز اومدم به گفته خاله آيدا جونم كه گفته بود آرزوهامو بنويسم اومدم من كه فعلا نميدونم ارزو چي هست ولي هرچي هست حتما خوشمزه سو ميشه بزارم دهنم و آرزو دارم تمام بچه ها زير سايه پدر مادراشون بزرگ شن چنتا آرزوي ديگه ام دارم اينكه كاش هرچي تو دنيا بود ميشد بزاري دهت هي ميك بزنيش اما مامان فرشته نميزاره هي ميگه محمدمتين نكن نخور ولي دم اين عمو وحيدم گرم كه هر چي دوست دارم بخورم بهم ميده تو خونه خودمون همه چي قانون داره هرچيزي رو اين مامان فرشته نميزاره ليسبزنم ميريم خونه عمو وحيدينا اخ جونم تو مترو من بلند داد ميزنم آزادي دارم ميام بعد باباسعيد به مامان فرشته ميگه اين فسقلي چي با خودش بلغور ميكنه خلاصه اونجايي كه ميرسيم من از هفت دولت آزادم مي خورم ميپاشم ميتركونم ميزنن من ميرقسم همه برام دولا راست ميشن شبا هر ساعتي دلم بخواد مي خوبم تازه زور ميگم بغلم نكنن نبرنم خونرو خراب كنم زود ميزنم زير گريه اونام جيگرشون كباب ميشه و من و ميبرن هرجا كه بخوام تازه اونجا وقتي سفره غذا ميندازن من با جاش همشو لقمه ميكنم اخ كه چقدر برنج پاشيدن دور خودم كيف ميده خلاصه جاي همتون خالي اما تو خونه خودمون از اين خبرا نيستا اونجا از دو سه تا دولت آزادم ولي اينجا از هفتا دولت آزادم هووووو چقدر بقول بابا سعيد بلغور كردم اره اينا فعلا ارزوهاي منه راستي بچه ها من ديروز بالاخره دندون درآوردم اگه خوشحال شدين نظر يادتون نره تا بعد باي باي | ||
| + نوشته شده در ?سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت?3:7? توسط?خان عمو? |? | ||